همه چیز درباره کراس چین Cross Chain و مولتی چین Multi Chain

آنچه در این مقاله می خوانید:
با گسترش روزافزون فناوری بلاکچین، شاهد ظهور هزاران پروژه و شبکه مستقل هستیم که هرکدام با اهداف، ویژگیها و جامعه کاربری خاص خود توسعه یافتهاند. بلاکچینها در ابتدا بهعنوان سیستمهای غیرمتمرکز و ایزوله طراحی شدند تا بدون نیاز به نهادهای مرکزی، تراکنشها را ثبت و ذخیره کنند. با اینکه این رویکرد، امنیت و استقلال را افزایش داد، اما یک مشکل مهم را نیز به همراه آورد: نبود تعامل و ارتباط میان زنجیرهها.
در این دنیای چندزنجیرهای (Multi Blockchain World)، کاربران، توسعهدهندگان و سرمایهگذاران با چالشهایی مانند انتقال دارایی بین شبکهها، اجرای قراردادهای هوشمند مشترک، و استفاده از اپلیکیشنهای غیرمتمرکز در زنجیرههای مختلف مواجه هستند. اینجاست که مفاهیمی چون کراسچین (Cross Chain) و مولتیچین (Multi Chain) بهعنوان راهحلهایی برای برقراری تعامل، همافزایی و اتصال بلاکچینها به میان میآیند.
در این مقاله از کریپتو فارکس فارسی تلاش میکنیم تا بهصورت کامل و ساختارمند، این دو مفهوم کلیدی را بررسی کرده و تفاوتها، مزایا، معایب و پروژههای مهم این حوزه را معرفی کنیم. هدف ما این است که در پایان مقاله، دیدی روشن نسبت به آینده چندزنجیرهای بلاکچینها داشته باشید و بدانید چرا تعامل بین زنجیرهها، گام بعدی تکامل دنیای غیرمتمرکز است.
بلاکچینها و مشکل جزیرهای بودن آنها
یکی از ویژگیهای اصلی بلاکچینها این است که هر کدام بهصورت مستقل طراحی شدهاند و معمولاً امکان برقراری ارتباط مستقیم با یکدیگر را ندارند. این ویژگی باعث میشود هر بلاکچین مانند یک سیستم بسته و جداگانه عمل کند که به آن «جزیرهای بودن» بلاکچین گفته میشود.
برای مثال، اگر فردی مقداری ارز دیجیتال در شبکه اتریوم داشته باشد، نمیتواند آن را بهطور مستقیم و بدون واسطه به شبکهای مانند سولانا یا بایننس اسمارت چین منتقل کند. همچنین قراردادهای هوشمند نوشتهشده در یک شبکه، نمیتوانند با قراردادهای موجود در سایر شبکهها تعامل داشته باشند.
این جداسازی میان بلاکچینها چند پیامد مهم دارد:
- انتقال دارایی بین شبکهها دشوار و زمانبر است.
- کاربران مجبورند از ابزارها و کیفپولهای مختلف برای هر شبکه استفاده کنند.
- توسعه پروژههایی که قصد فعالیت در چند شبکه را دارند، پیچیدهتر میشود.
- نقدینگی بین شبکهها پراکنده میشود و بهرهوری کاهش مییابد.
در نتیجه، نبود تعامل میان بلاکچینها باعث کند شدن رشد و توسعه اکوسیستم بلاکچین میشود. برای حل این مشکل، فناوریهایی مانند Cross Chain و Multi Chain توسعه یافتهاند تا ارتباط بین زنجیرهها را ممکن کنند و کارایی این فناوری را افزایش دهند.
کراسچین (Cross Chain) چیست

کراسچین به مجموعهای از فناوریها و راهحلها گفته میشود که امکان ارتباط و تعامل بین بلاکچینهای مختلف را فراهم میکنند. همانطور که پیشتر اشاره شد، بلاکچینها بهصورت مستقل و بسته طراحی شدهاند و معمولاً نمیتوانند بهطور مستقیم با یکدیگر تبادل اطلاعات یا دارایی داشته باشند. فناوری کراسچین این محدودیت را از بین میبرد و اجازه میدهد دادهها یا توکنها میان شبکههای مختلف جابهجا شوند. بهعنوان مثال، کاربری که دارای یک توکن در شبکه اتریوم است، میتواند از طریق فناوری کراسچین، معادل آن توکن را در شبکه بایننس اسمارت چین دریافت کند و از آن در اپلیکیشنهای غیرمتمرکز همان شبکه استفاده کند.
هدف اصلی از ایجاد فناوریهای کراسچین، حل مشکل عدم تعامل بین زنجیرهها و ایجاد یک اکوسیستم منسجمتر و قابل استفادهتر است. با این امکان، کاربران میتوانند بدون نیاز به تبدیل دارایی یا استفاده از صرافیهای متمرکز، داراییهای خود را بین شبکهها منتقل کنند. همچنین، توسعهدهندگان میتوانند اپلیکیشنهایی طراحی کنند که در چند شبکه بهصورت همزمان کار کنند. فناوری کراسچین پایهگذار تحول بزرگی در حوزه وب ۳ و اپلیکیشنهای غیرمتمرکز است و در ادامه مقاله، انواع مختلف این فناوری و چالشهایی که در مسیر آن وجود دارد را بررسی خواهیم کرد.
انواع فناوریهای کراسچین
فناوریهای کراسچین برای برقراری ارتباط بین بلاکچینهای مختلف به روشهای متفاوتی پیادهسازی میشوند. هر یک از این روشها ساختار، مزایا و محدودیتهای خاص خود را دارد. در ادامه، رایجترین انواع این فناوریها را معرفی میکنیم:
پلهای متمرکز: در این نوع پلها، یک نهاد یا شرکت بهعنوان واسطه بین دو بلاکچین عمل میکند. دارایی کاربر ابتدا به این واسطه منتقل میشود و سپس معادل آن روی بلاکچین مقصد صادر میگردد. این روش ساده و سریع است، اما امنیت آن به اعتماد به واسطه بستگی دارد.
پلهای غیرمتمرکز: این نوع پلها از قراردادهای هوشمند و نودهای اعتبارسنج استفاده میکنند تا انتقال دارایی بدون دخالت شخص ثالث انجام شود. این روش امنیت بیشتری دارد اما اجرای آن پیچیدهتر و هزینهبرتر است.
کلاینتهای سبک: در این روش، یک بلاکچین میتواند اطلاعات وضعیت زنجیره دیگر را با حجم داده کم و بدون نیاز به ذخیره کل بلاکچین بررسی کند. این روش مناسب سیستمهای با منابع محدود است.
شواهد رمزنگاریشده: این فناوریها مانند zk-SNARK و zk-STARK اجازه میدهند که یک بلاکچین صحت اطلاعات دریافتی از زنجیره دیگر را بدون نیاز به مشاهده مستقیم تأیید کند. این روش از امنیت بالا و کارایی خوبی برخوردار است.
پروتکلهای چندزنجیرهای: برخی پروژهها مانند Polkadot و Cosmos از ابتدا با هدف تعامل بین چند بلاکچین طراحی شدهاند. آنها زیرساختهایی ارائه میدهند که زنجیرهها بتوانند بهطور بومی با هم ارتباط برقرار کنند، بدون نیاز به پل جداگانه.
مزایا و معایب Cross Chain
فناوری کراسچین، با وجود کاربردهای گستردهای که دارد، هم مزایای قابل توجهی برای کاربران و توسعهدهندگان به همراه میآورد و هم چالشها و محدودیتهایی را ایجاد میکند که باید به آنها توجه داشت. در این بخش، مزایا و معایب این فناوری را بهصورت روشن بررسی میکنیم:
مزایا:
Cross Chain باعث میشود بلاکچینهای مختلف بتوانند بدون واسطه با یکدیگر تعامل و تبادل اطلاعات داشته باشند.
کاربران میتوانند داراییهای خود را مستقیماً از یک شبکه به شبکه دیگر منتقل کنند بدون نیاز به صرافی متمرکز.
اپلیکیشنهای غیرمتمرکز میتوانند در چند شبکه بهصورت همزمان فعال باشند و تجربه کاربری بهتری ایجاد کنند.
اتصال منابع مالی در شبکههای مختلف موجب افزایش نقدینگی و استفاده بهینهتر از داراییها در بازار میشود.
معایب:
پلهای کراسچین در برابر حملات هکری آسیبپذیر هستند و امنیت پایینتری نسبت به ساختارهای داخلی بلاکچین دارند.
راهاندازی و مدیریت فناوریهای کراسچین نیازمند زیرساخت پیچیده و تخصص فنی بالا در هر دو شبکه است.
انتقال دارایی یا اطلاعات بین بلاکچینها معمولاً با تأخیر و کندی همراه است که ممکن است کاربر را با مشکل مواجه کند.
استفاده از برخی راهکارهای Cross Chain بهخصوص در زمان شلوغی شبکهها ممکن است هزینههای زیادی به همراه داشته باشد.
Multi Chain چیست

مولتیچین به ساختار یا رویکردی در توسعه بلاکچین گفته میشود که در آن یک پروژه یا اپلیکیشن بهطور همزمان روی چند شبکه بلاکچینی مختلف فعالیت میکند. برخلاف فناوری کراسچین که هدف آن ایجاد ارتباط بین دو شبکه متفاوت است، مولتیچین به معنای حضور مستقل یک پروژه در چند زنجیره موازی است، بدون اینکه لزوماً ارتباط مستقیم بین این زنجیرهها وجود داشته باشد.
برای مثال، یک اپلیکیشن غیرمتمرکز مانند صرافی یا پلتفرم وامدهی ممکن است نسخهای از خود را هم در شبکه اتریوم ارائه دهد، هم در آوالانچ، هم در پالیگان. این کار به پروژه اجازه میدهد از مزایای هر شبکه بهطور جداگانه بهرهمند شود؛ مثلاً کارمزد کمتر در یک شبکه یا سرعت بالاتر در شبکهای دیگر. کاربران نیز بسته به نیاز خود، میتوانند از نسخه موردنظر در شبکهای که با آن راحتترند استفاده کنند.
مولتیچین به پروژهها کمک میکند تا جامعه کاربری گستردهتری جذب کنند، محدود به یک اکوسیستم خاص نباشند، و در برابر مشکلات یا محدودیتهای یک شبکه خاص آسیبپذیر نباشند. این رویکرد در حال تبدیل شدن به یک استاندارد در توسعه اپلیکیشنهای غیرمتمرکز است، بهویژه برای پروژههایی که به دنبال مقیاسپذیری و حضور بینالمللی هستند.
استراتژی Multi Chain در توسعه پروژهها
استفاده از رویکرد مولتیچین به یک استراتژی رایج در میان پروژههای بلاکچینی تبدیل شده است، بهویژه برای آنهایی که به دنبال رشد سریعتر و جذب کاربران بیشتر از شبکههای مختلف هستند. در این روش، پروژهها بهجای محدود شدن به یک بلاکچین خاص، نسخههای جداگانهای از خدمات خود را روی چند شبکه ارائه میدهند و هر نسخه را متناسب با ویژگیهای آن شبکه بهینهسازی میکنند.
برای مثال، پروژهای ممکن است در اتریوم به دلیل جامعه کاربری بزرگ فعال باشد، اما همزمان در شبکههایی مانند آوالانچ، پالیگان یا BNB Chain نیز حضور داشته باشد تا از مزایای سرعت بیشتر یا کارمزد کمتر بهرهمند شود. این تنوع باعث میشود کاربران گزینههای بیشتری برای استفاده از خدمات آن پروژه داشته باشند و پروژه نیز در برابر مشکلات احتمالی در یک شبکه خاص، انعطافپذیر باقی بماند.
اجرای این استراتژی نیازمند مدیریت دقیق است؛ زیرا پروژه باید از لحاظ فنی و عملیاتی بتواند چند نسخه مستقل را پشتیبانی کند، بهروزرسانیها را بهموقع هماهنگ کند و دادهها و کاربران هر شبکه را بهدرستی مدیریت نماید. با این حال، مزایای بلندمدت این رویکرد، از جمله افزایش کاربران، کاهش وابستگی به یک بلاکچین خاص و گسترش بازار، باعث شده است که بسیاری از پروژههای موفق آن را در دستور کار خود قرار دهند.
مزایا و معایب Multi Chain
مولتیچین به پروژهها این امکان را میدهد که بهطور همزمان در چند بلاکچین مختلف فعالیت کنند. این رویکرد مزایای زیادی از جمله دسترسی گستردهتر، استفاده از ویژگیهای مثبت هر شبکه و افزایش انعطافپذیری را به همراه دارد. در عین حال، پیادهسازی و نگهداری چنین ساختاری با چالشهایی همراه است که باید به آنها توجه شود. در ادامه، مهمترین مزایا و معایب این رویکرد را بهصورت خلاصه و شفاف بررسی میکنیم:
مزایا:
– پروژههایی که بهصورت مولتیچین توسعه مییابند میتوانند به کاربران بیشتری در بلاکچینهای مختلف دسترسی داشته باشند.
– حضور در چند شبکه مختلف به پروژهها کمک میکند تا از مزایای هر بلاکچین مانند سرعت بالا یا کارمزد پایین بهرهمند شوند.
– تقسیم بار بین چند شبکه باعث کاهش فشار روی یک بلاکچین خاص و بهبود عملکرد کلی سیستم میشود.
– فعالیت در چند زنجیره به پروژهها کمک میکند تا در برابر مشکلات یا محدودیتهای فنی یک شبکه خاص آسیبپذیر نباشند.
معایب:
– نگهداری و مدیریت چند نسخه از یک پروژه در بلاکچینهای مختلف نیاز به منابع، زمان و نیروی فنی بیشتری دارد.
– هماهنگسازی بین نسخههای مختلف پروژه در زنجیرههای گوناگون ممکن است پیچیده و زمانبر باشد.
– ایجاد تجربه کاربری یکپارچه برای کاربران در شبکههای مختلف دشوار است و نیاز به طراحی دقیق دارد.
– وجود نسخههای مختلف یک پروژه در چند شبکه میتواند باعث پراکندگی نقدینگی و کاهش تمرکز بازار شود.
تفاوت Cross Chain و Multi Chain به زبان ساده

مفاهیم Cross Chain و Multi Chain هر دو به نوعی با چندزنجیرهای شدن در دنیای بلاکچین مرتبط هستند، اما تفاوت آنها در هدف، نحوه اجرا و ساختار فنی بسیار مهم است و نباید با هم اشتباه گرفته شوند.
در Cross Chain، هدف اصلی این است که دو یا چند بلاکچین بتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، به این معنی که اطلاعات، داراییها یا دستورات از یک زنجیره به زنجیره دیگر منتقل شود یا در آن اجرا شود. این ارتباط میتواند از طریق پلهای بینزنجیرهای، قراردادهای هوشمند یا سایر فناوریهای ارتباطی انجام شود. بهعبارت ساده، Cross Chain مثل ساختن یک پل بین دو شهر است؛ شما در یک شهر زندگی میکنید ولی میخواهید به شهر دیگر سفر کنید، بدون اینکه محل زندگیتان را تغییر دهید.
در مقابل، Multi Chain به این معناست که یک پروژه بلاکچینی یا اپلیکیشن غیرمتمرکز (dApp)، نسخههایی از خود را روی چندین بلاکچین مختلف بهصورت مجزا راهاندازی میکند. در این روش، ارتباط مستقیم بین بلاکچینها الزامی نیست، بلکه هر نسخه از پروژه بهطور مستقل در هر شبکه اجرا میشود. برای مثال، یک صرافی غیرمتمرکز ممکن است یک نسخه روی اتریوم داشته باشد، نسخه دیگر روی پالیگان، و نسخهای دیگر روی آوالانچ. کاربران هر شبکه به نسخه مخصوص همان شبکه دسترسی دارند. این را میتوان به داشتن چند شعبه یک فروشگاه در شهرهای مختلف تشبیه کرد؛ هر شعبه مشتریان خودش را دارد، اما همه تحت یک برند عمل میکنند.
جدول زیر، تفاوتهای اصلی این دو مفهوم را بهصورت خلاصه نشان میدهد:
ویژگی | Cross Chain | Multi Chain |
هدف | انتقال اطلاعات یا دارایی بین زنجیرهها | حضور همزمان در چند زنجیره |
نوع ارتباط | ارتباط مستقیم بین شبکهها | نسخههای مستقل در شبکههای مختلف |
مثال | انتقال توکن از اتریوم به آوالانچ | اجرای Aave همزمان در اتریوم و پالیگان |
پیادهسازی | پیچیدهتر، نیاز به پل یا قراردادهای خاص | سادهتر، هر شبکه نسخه مخصوص خود را دارد |
وابستگی بین شبکهها | بله، وابسته به هم هستند | خیر، هر نسخه مستقل از دیگری عمل میکند |
در نتیجه، Cross Chain بیشتر بر ارتباط و تبادل بین بلاکچینها تأکید دارد، در حالی که Multi Chain بیشتر به گسترش حضور پروژهها در شبکههای مختلف اشاره دارد. هر دو رویکرد برای توسعه پروژهها در فضای بلاکچین اهمیت دارند و بسته به نوع نیاز، ممکن است یکی بر دیگری ترجیح داده شود.
پروژههای موفق در حوزه Cross Chain و Multi Chain
با رشد چشمگیر فناوری بلاکچین، بسیاری از پروژهها بهدنبال گسترش عملکرد خود در فضای چندزنجیرهای هستند. برخی با استفاده از فناوریهای Cross Chain، امکان انتقال دارایی و اطلاعات بین بلاکچینهای مختلف را فراهم کردهاند، و برخی دیگر با پیادهسازی Multi Chain، نسخههایی از خدمات خود را بهصورت مستقل روی چند شبکه ارائه میدهند. در ادامه، تعدادی از پروژههای موفق در هر دو حوزه معرفی میشوند:
پروژههای موفق در حوزه Cross Chain:
Polkadot: ساختاری ماژولار و چندزنجیرهای که ارتباط میان زنجیرهها را از طریق شبکه Relay Chain امکانپذیر میسازد.
Cosmos: ارائهدهنده پروتکل IBC برای تعامل بلاکچینهای مستقل در یک اکوسیستم یکپارچه.
LayerZero: بستری سبک و قابل توسعه برای ارتباط امن بین بلاکچینها بدون استفاده از پلهای کلاسیک.
ThorChain: صرافی غیرمتمرکز مبتنی بر Cross Chain که امکان مبادله مستقیم توکنهای بومی در زنجیرههای مختلف را فراهم میکند.
Axelar: پروتکلی برای ارتباط میان بلاکچینها با ابزارهای ساده جهت توسعه Cross Chain در اپلیکیشنها.
Wormhole: پل ارتباطی میان بلاکچینهایی مانند سولانا، اتریوم و BNB Chain برای انتقال توکن، NFT و پیام.
پروژههای موفق در حوزه Multi Chain:
Aave: پروتکل وامدهی غیرمتمرکز که نسخههایی در شبکههای مختلف مانند اتریوم، پالیگان و آوالانچ دارد.
Curve Finance: پلتفرم مبادله استیبلکوینها که در چند بلاکچین بهصورت مستقل راهاندازی شده است.
PancakeSwap: صرافی غیرمتمرکز که با توسعه به بلاکچینهای مختلف، خدماتی متنوع در چند شبکه ارائه میدهد.
1inch: تجمیعکننده صرافیهای غیرمتمرکز که در چند شبکه فعال است و بهترین نرخها را به کاربران ارائه میدهد.
MetaMask و Trust Wallet: کیفپولهایی که از شبکههای مختلف پشتیبانی میکنند و به کاربران امکان استفاده یکپارچه از اپلیکیشنهای گوناگون را میدهند.
The Graph: ابزار ایندکسکردن دادههای بلاکچینی که از بلاکچینهای مختلف پشتیبانی میکند و توسعه Multi Chain را برای برنامهنویسان آسان کرده است.
این پروژهها نمونههایی از پیشگامان در اتصال و گسترش خدمات بین بلاکچینها هستند و نقش مهمی در شکلگیری آینده تعاملپذیر و چندشبکهای دنیای غیرمتمرکز ایفا میکنند.
نقش پلهای بینزنجیرهای در دنیای دیفای (DeFi)
پلهای بینزنجیرهای نقش مهمی در گسترش و پویایی فضای مالی غیرمتمرکز ایفا میکنند. آنها این امکان را فراهم میسازند که داراییها و اطلاعات میان بلاکچینهای مختلف جابهجا شوند، بدون اینکه نیاز به تبدیل به ارزهای فیات یا استفاده از صرافیهای متمرکز باشد. با وجود رشد سریع دیفای در شبکههایی مانند اتریوم، آوالانچ، فانتوم و BNB Chain، وجود پلهای مطمئن و کارآمد برای انتقال نقدینگی و استفاده از فرصتهای سرمایهگذاری در شبکههای مختلف ضروری است.
برای پروژههای دیفای، پلها ابزارهایی هستند که به آنها اجازه میدهند از یک شبکه فراتر بروند و خدمات خود را به کاربران در بلاکچینهای دیگر نیز ارائه دهند. همچنین کاربران میتوانند دارایی خود را از شبکهای با کارمزد بالا به شبکهای با سرعت بیشتر یا سوددهی بهتر منتقل کنند. اما در کنار این مزایا، پلها همچنان با چالشهای جدی امنیتی روبهرو هستند و بسیاری از بزرگترین حملات به پروژههای بلاکچینی از طریق همین پلها صورت گرفته است.
در نتیجه، پلهای بینزنجیرهای بهعنوان یکی از مهمترین زیرساختهای رشد دیفای شناخته میشوند، اما نیاز به طراحی دقیق، اعتبارسنجی قوی و پیشرفتهای امنیتی مداوم دارند تا بتوانند با اطمینان بیشتری مورد استفاده قرار گیرند.
آینده تعامل بین زنجیرهها
در حال حاضر بلاکچینهای زیادی وجود دارند که هرکدام بهطور جداگانه کار میکنند، اما آیندهی بلاکچین به سمتی میرود که این شبکهها بتوانند بهراحتی با هم ارتباط داشته باشند. یعنی کاربر بتواند بدون اینکه بداند داراییاش روی کدام بلاکچین قرار دارد، از هر اپلیکیشن یا سرویس غیرمتمرکز در هر شبکهای استفاده کند.
برای رسیدن به این هدف، پروژههای زیادی روی فناوریهایی کار میکنند که ارتباط بین بلاکچینها را سادهتر و سریعتر میکنند. بعضی از این فناوریها مثل LayerZero یا Cosmos IBC به بلاکچینها کمک میکنند تا بدون واسطه با هم داده رد و بدل کنند. در آینده، ممکن است اپلیکیشنها بهطور همزمان روی چند بلاکچین کار کنند، بدون اینکه کاربر مجبور باشد بین آنها جابهجا شود.
همچنین فناوریهای جدید مانند Zero Knowledge Proofs و Rollups میتوانند امنیت و سرعت انتقال اطلاعات بین زنجیرهها را بیشتر کنند، بدون اینکه نیاز باشد به یک واسطه اعتماد شود.
بهطور خلاصه، آینده بلاکچین به سمتی میرود که همه شبکهها بتوانند با هم کار کنند، مثل اینکه همه اینترنت را به هم وصل کنیم، و این موضوع باعث راحتی بیشتر برای کاربران، توسعه سریعتر پروژهها و گسترش واقعی فناوری Web3 خواهد شد.
سخن پایانی
با گسترش روزافزون اکوسیستم بلاکچین، دیگر کافی نیست که پروژهای فقط در یک شبکه فعالیت داشته باشد یا کاربران تنها به یک زنجیره محدود باشند. مفاهیم Cross Chain و Multi Chain پاسخی به نیاز واقعی دنیای غیرمتمرکز برای ارتباط، یکپارچگی و دسترسی گستردهتر هستند. این فناوریها مسیر را برای شکلگیری اینترنت بلاکچینی، Web3 و متاورس هموار میکنند و پایهای برای آیندهای باز، پویا و بدون مرز خواهند بود.
هرچند چالشهای فنی، امنیتی و استانداردسازی همچنان وجود دارند، اما مسیر روشنی برای پیشرفت و تحول در این حوزه در حال شکلگیری است. آنچه امروز در حال تجربه آن هستیم، آغاز نسلی از اپلیکیشنها و زیرساختهایی است که نهتنها از بلاکچین استفاده میکنند، بلکه از قدرت همکاری بین بلاکچینها بهره میبرند.
در نهایت، درک عمیق مفاهیم Cross Chain و Multi Chain برای توسعهدهندگان، سرمایهگذاران و کاربران علاقهمند به آینده بلاکچین، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت است.
دیدگاهتان را بنویسید